الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

582

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )

ذهاب علمائهم ، و غلبة الجهل عليك و عليهم ، و حب الرئاسة و طلب الدنيا منك ، و منهم ، أما ترى ما أنت فيه من الجهل و الغرة و ما الناس فيه من البلاء و الفتنة قد ابتليتهم و فتنتهم بالشغل عن مكاسبهم مما رأوا ، فتاقت نفوسهم إلى أن يبلغوا من العلم ما بلغت ، أو يدركوا به مثل الذي أدركت ، فوقعوا منك في بحر لا يدرك عمقه ، و في بلاء لا يقدر قدره ، فاللّه لنا و لك و هو المستعان . » ( 1 ) « تو از ياد همسن و همگنانت كه درگذشتند غافل مانده‌اى و پس از ايشان چون شاخ شكسته به جا ماندى ، بنگر كه آيا آنان چون تو گرفتار شدند و آيا در اين پرتگاه تو افتادند ؟ يا ببين كه اگر كار خيرى داشتند و نيكى كردند و چيزى كه آنان ندانستند تو آموختى و عمل كردى ، بلكه تفاوت همين است كه در دل عوام جا گرفتى و آنها به اطراف تو جمع شدند و از نظر تو پيروى كردند و به دستور تو عمل كردند ، اگر تو چيزى را حلال دانستى حلال شمردند و اگر حرام دانستى حرام شمردند و تو چنين حقى ندارى ولى رغبت آنان به تو ، ترا به آنان مسلّطت كرده و همچنين از دست رفتن دانشمندان آنان و غلبهء جهل بر تو و بر ايشان ، و حبّ رياست و دنياطلبى تو و آنان ، تو نمىفهمى كه خود در نادانى و فريب گرفتارى و مردم در بلا و فتنه ، تو آنان را گرفتار كردى و در فتنه افكندى و از كار و زندگى بازداشتى از اين كه تو را در اين مقام ديده و شيفته شدند تا به آن مقام علمى برسند كه تو رسيده‌اى يا آن را كسب كنند كه تو كسب كرده‌اى و از جانب تو به دريايى افتادند كه بىانتهاست و در بلايى بىحساب گرفتار آمدند ، خداوند به داد ما و تو برسد كه او يار و ياورست . » « أما بعد : فأعرض عن كل ما أنت فيه حتى تلحق بالصالحين الذين دفنوا في اسمالهم لاصقة بطونهم بظهورهم ليس بينهم و بين اللّه حجاب ، و لا تفتنهم الدنيا ، و لا يفتنون بها ، رغبوا فطلبوا فما لبثوا أن لحقوا فإذا كانت الدنيا تبلغ من مثلك هذا المبلغ مع كبر سنك